تبليغاتX
جامعه شناسی ایران

تحلیلهای جامعه شناختی در مورد جریانها و رخدادهای جهان امروز

فضاهای همسر گزینی

چند وقتي است كه به دليل گرفتاريها وبلاگ را رها كرده بودم. از آذرماه امسال (۱۳۸۶) رياست مركز مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه را به عهده گرفته ام. خوشحال مي شوم اگر بتوانم از همكاري علاقمندان بهره مند باشم.

در حال حاضر دارم روي فضاهاي همسرگزيني مطالعه مي كنم. بحث اصلي من اينست كه در جامعه سنتي فضاهاي همسرگزيني با معيارهاي ازدواج و ارزشهاي مردم آن زمان سازگاري داشت لكن پرسش اينجاست آيا فضاهاي همسرگزيني در جامعه نوين با ارزشهاي جوانان سازگاري دارد يا خير؟ به نظر مي رسد مشكلات بسياري در فضاهاي همسرگزيني داشته باشيم. در واقع با تغيير ارزشهاي همسرگزيني فضاهاي همسرگزيني تغيير نكرده اند. همچنين به نظر مي رسد بسياري از طلاقها و اختلالات در زندگي مشترك و عدم دستيابي به احساس خوشبختي در ارتباط با همسر ناشي از اختلالات در فضاهاي همسر گزيني است. نابهنجاريهاي اين فضاها مثلاً هنگامي كه فرد همراه يك عمر زندگي را در شرايط گذري از خيابان بر مي گزيند به اين دليل رخ مي دهد كه فضاهاي به هنجار و متناسب به شرايط نوين ايجاد نشده و يا اينكه نهادينه نشده اند. حال اينكه فضاهاي همسرگزيني چه هستند و اينكه در جامعه نوين اين فضاها بايد از چه ويژگيهايي برخوردار باشند محل بحث است.

البته قرار است که در همین نیمسال (دوم ۸۷-۸۶) در این مورد یک سخنرانی در دانشکده داشته باشم.

اگر کسی علاقمند به این موضوع (مطالعه در مورد همسرگزینی) هست باخبرم کند.

|+| نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 14:19  توسط علی انتظاری  | 

چکیده پژوهش

چکیده پژوهش در مورد عوامل گرایش به گروههای مرجع غیر بومی:

مطالعه ای در مورد کاربرای ایرانی اینترنت

در این پژوهش تلاش شده است بر اساس نظریه گروه مرجع مرتن، به خصوص با تأکید بر عوامل ساختاری گرایش به گروههای مرجع عضویتی و غیر عضویتی در چهارچوب گرایشهای جهانی، محلی و قطبی، به تبیین گرایش دانشجویان و کاربران ایرانی اینترنت پرداخته شود. به این منظور، دو جامعه آماری مستقل در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند. جامعه آماری اول دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و جامعه آماری دوم کاربران ایرانی اینترنت عضو گروههای یاهو بودند. از جامعه آماری اول نمونه ای 350 نفری، و از جامعه آماری دوم، نمونه ای 297 نفری پرسشنامه تهیه شده را در اردیبهشت و خرداد 1386، تکمیل نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات برای جامعه آماری دانشجویان (محیط واقعی) پرسشنامه چاپی و ابزار اطلاعات کاربران اینترنت پرسشنامه الکترونیکی با استفاده از روشهای پیمایش اینترنتی بوده است. متغیر وابسته در این پژوهش یعنی گرایش به گروههای مرجع غیر بومی  از طریق سه شاخص گرایش عضویتی غیر بومی، گرایش الگویی غیر بومی و شاخص نگرشی غیر بومی سنجیده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، گرایش عضویتی غیر بومی و شاخص نگرش غیر بومی در نمونه کاربران ایرانی اینترنت (محیط مجازی) بیش از نمونه دانشجویان و بالعکس گرایش الگویی غیر بومی در دانشجویان بیش از نمونه کاربران ایرانی اینترنت (محیط مجازی) مشاهده شده است. متغیرهای مستقل تصور باز بودن ساختاری جامعه ایرانی و گرایشهای جهانی، محلی و قطبی با متغیر وابسته پژوهش، یعنی گرایش به گروههای مرجع غیر بومی، رابطه دارند ولی متغیرهای ناهماهنگی پایگاهی و تغییرات محیط زندگی با متغیر وابسته رابطه ای ندارند. همچنین میزان کاربری اینترنت با متغیر وابسته پژوهش در محیط واقعی (نمونه دانشجویان) رابطه معکوس و در محیط مجازی رابطه مستقیم دارد. گرایش به گروههای مرجع غیر بومی، گرایشهای جهانی، ناهماهنگی پایگاهی و تغییرات محیط زندگی در بین کاربران اینترنت بیش از آنهایی است که کاربری اینترنت ندارند و تصور باز بودن ساختاری، گرایش محلی و گرایش قطبی در بین دانشجویان بیشتر از کاربران اینترنت (نمونه محیط مجازی) مشاهده شده است.

 

|+| نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386 ساعت 6:34  توسط علی انتظاری  | 

در جستجوی تمثیل مناسبتری به جای ساختار

ساختارهای اجتماعی همانند ساختارهای فیزیکی نیستند که مجزای از یکدیگر بر مردم تأثیر بگذارند بلکه به شدت تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند. شاید استفاده از ساختار را بتوان نوعی شبیه سازی با علوم فیزیکی و فنی مهندسی دانست و به نوعی به عنوان یک تمثیل (analogy) برای تشریح مناسبات اجتماعی از آن یاد کرد. اگر بتوان آن را تا حد یک تمثیل پایین کشید شاید بتوان تمثیل دیگری را به کار گرفت که هم از کج فهمی‏ها جلو گیری کند و هم تصویر روشنتری از مناسبات اجتماعی ارائه دهد. تمثیلی که از ویژگیهای زیر برخوردار باشد:

1)                       مناسبات نسبتاً پایدار میان بخشهای جامعه را نشان دهد

2)                       مناسبات درون بخشها و ارتباط آنها را با برون ساختار نشان دهد

3)                       از استقلال نسبی و نه کامل برخوردار باشد تا هویت جداگانه‏ای برای خود احراز نماید

4)                       قابلیت تأثیر پذیری از ساختارهای نسبتاً مستقل مجاور را داشته باشد

با توجه به مطالب فوق، ساختار به دلیل عطفی که به سازه های مصلب دارد در عین اینکه به خوبی از ویژگیهای اول و دوم برخوردار است لکن در ویژگی سوم و چهارم مشکلاتی را دارد. اگرچه ساختار از استقلال برخوردار است لکن تقریباً می توان گفت که این استقلال مطلق است در حالی که ما بیشتر در جستجوی موجودیتی با استقلال نسبی هستیم. در عین حال قابلیت تأثیر پذیری آن از ساختارهای نسبتاً مستقل مجاور نیز به دلیل کمتر نسبیت آن نیز بسیار اندک است. مگر آنکه بتوان ارتباطات ارگانیک را در آن مشاهده کرد. طرح این موضوع صرفاً برای ایجاد دغدغه در علاقمندان است وگرنه پرداختن کامل به آن خود موضوع یک پایان نامه و یا حتی چند پایان نامه است. حل این مشکل بسیاری از گیرهای نظری جامعه شناسان را در آینده حل خواهد کرد.

|+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 16:50  توسط علی انتظاری  | 

تولد، مرگ یا عدم جامعه شناسی

پلان اول:

وقتی آقای دکتر کچوئیان برای سخنرانی در مورد یکی از موضوعات نسبتاً مطرح در ادبیات جامعه شناسی تحت عنوان مرگ جامعه شناسی به دانشکده آمده بود، بسیاری از استادان جامعه شناسی از این سخنرانی و سخنران آن و توطئه چینان احتمالی آن به شدت خشمگین شدند و حتی حاضر نشدند در جلسه سخنرانی ایشان که البته به نظر می رسد از دید مشارالیهم بچه ای بیش نیست شرکت کنند. این در حالی است که غیر از چند سخنرانی در مورد نظرات پارسونز و امثالهم و سایر اهل قبور جامعه شناسی، هیچ حرکتی جدی علمی نه در دانشکده و نه اصولاً  هیچ واکنشی علمی و اجرایی در این مملکت از منظر جامعه شناسی رخ نمی دهد.

 

پلان دوم:

از نامه اقتصاددانان به رئیس جمهور که حتماً با خبر هستید. 57 نفر از اقتصاد دانان که تعداد قابل توجهی از آنان از اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی هستند در مورد مسائل اقتصادی مملکت از خود واکنشی نشان دادند و حاصل آن توجه رسانه ها و ریاست محترم  جمهوری نسبت به مطالب آن بود. این در حالی است که در کنار مسائل اقتصادی گوناگون، مسائل اجتماعی متعددی در جریان است که به طور جدی از سوی جامعه شناسان مورد توجه قرار نگرفته است. تنها اهتمامی که جامعه شناسان داشته اند در برخی جلسات مشاوره شرکت داشته اند و یا اینکه در رسانه مورد گفتگو قرار گرفته اند که در آن موارد هم بعضاً با بی مهری دوستانشان مواجه شده اند؛  ولی کسی به طور جدی از موضع جامعه شناسان در مواردی از قبیل طرحهای مبارزه با بدحجابی، مبارزه با اراذل و اوباش، تمرکز زدایی، اشکال گسترش عدالت اجتماعی، آثار و عوارض اجتماعی طرحهای اقتصادی از قبیل توزیع سهام عدالت، سهمیه بندی بنزین و از این قبیل مطلع نشده است. به این ترتیب می توان گفت که تقریباً خبری از جامعه شناسی در این مرز و بوم وجود ندارد. البته می دانم که این که جامعه شناسان موضع خود را اعلام کنند وظیفه مجریان است که بیایند و صدها میلیون خرج کنند و آنگاه جامعه شناسان با هزار ناز و افاده و احتیاط نظرات خود را آن هم در قالبهای علمی بیان کنند. که البته و صد البته اختلافات زیادی در مورد هر یک از مسائل میان آنها وجود دارد و نهایتاً نه تنها 57 نفر پیدا نمی شوند که با هم یک متنی را در موارد فوق امضا کنند بلکه ممکن است مواضع بعضاً متعارضی را هم با هم داشته باشند.

 

پلان سوم

گرفتن مراسم ختم برای کسی که هنوز متولد نشده است بی معنی به نظر  می رسد، چه به رسد به اینکه نسبت به فوت وی هم تردید داشته باشیم. به نظر می رسد بیش از هر چیز باید کمک کنیم تا زایمانی صورت بگیرد. هر چند این زایمان از سخت ترین و دردناک ترین زایمانهای تاریخ خواهد بود. در واقع باید همگی کمک کنیم تا مولود جامعه شناسی از متفکران باردار اندیشه جامعه شناسی متولد شود. این تولد مبارک در واقع اهتمامی است در جهت به کارگیری مباحث نظری در ارتباط با مسائل اجتماعی؛ اهتمامی است برای بومی کردن جامعه شناسی؛ تلاشی است برای اینکه هر چه خورده ایم پس دهیم. این در حالی است که به شدت نسبت به این تولد با عشق به حفظ جنین نظری مقاومت زیادی به خرج داده می‏شود تا این حد که حتی اگر کسی حرفی هم در ارتباط با یکی از مسائل مبتلا به جامعه می زند با این برخورد مواجه می‏شود که اصلاً این موضوع به تو چه ربطی دارد. این در حالی است که این موضوعات در جامعه رواج دارند و مجریان در حال تصمیم گیری و اجرای آنها هستند و جامعه شناسان باردار نیز منتظرند به ایشان رجوع کنند.

علاوه بر تمثیل زایمان که در پاراگراف فوق به کار گرفته شده است می توان با کمال جسارت از تمثیل انعقاد نطفه نیز سخن به میان راند در واقع شاید بتوان چنین تصور کرد آن چه را که جامعه شناسان باردار هستند جنین جامعه شناسی نیست چرا که اگر جنین بود تا به حال راه خود را به بیرون پیدا کرده بود بلکه بیشتر تخمکی است در انتظار بارور شدن لکن در رحم ترشیده ای که فکر می کند تاریخ مصرفش گذشته و میلی هم به ازدواج ندارد که هیچ؛ بلکه آنانی را که گه گذاری میلی نشان می دهند مورد شماتت قرار می دهد.

|+| نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 6:12  توسط علی انتظاری  | 

از حق و انصاف نباید گذشت

وقتی به گذشته بر می گردیم، می بینیم متفکران علوم انسانی همواره از دولتهای قبلی خواسته هایی داشته اند که متأسفانه کمتر به آنها توجه جدی می شد. حال که برخی از آن موارد مورد توجه جدی و اقدام عملی قرار گرفته اند، نه تنها نباید بی انصافی کنیم و همان موارد را مورد انتقاد قرار دهیم بلکه باید از عامل آنها تقدیر کنیم. سه مورد از خواسته های متفکران عبارت بوده اند از:

1)     تمرکز زدایی

2)     هدفمند کردن یارانه ها و جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های مملکت

3)     سیاست فعال جمهوری اسلامی به جای سیاست منفعل؛ یعنی ما ننشینیم و منتظر باشیم که غربی ها دستور کار برای ما مشخص کنند؛ آنها بگویند و ما از خودمان دفاع کنیم؛ بلکه برعکس توپ را در میدان خود آنها بیاندازیم.

وقتی به عملکرد احمدی نژاد از منظر جامعه شناختی می نگرم اگر بخواهیم جانب حق را نگه داریم باید بگویم که حداقل در سه مورد کارنامه خوبی داشته است.

۱) در راستای تمرکز زدایی با این بلایی که سر سازمان مدیریت آورده است که تا کنون بیرحمانه بسیاری از برنامه ریزی های خرد و کلان را در خود متمرکز کرده بود و فضایی را ایجاد کرده بود تا بسیاری از مدیران ارشد برای گرفتن حق خود نزد کارشناسان این سازمان گردن کج کنند و با روحیه توأم با تبختر برای مملکت آقایی کنند، فکر می کنم که از میان همه آلترناتیوها هیچ کس جز احمدی نژاد نمی توانست چنین اقدام مهمی را که آثار مثبت آن به خصوص از نظر تمرکز زدایی و قرار گرفتن اختیارات تصمیمات در استانها، در آینده روشن خواهد شد انجام دهد.

۲) در مورد سهمیه بندی بنزین نیز جرأت و جسارت لازم فراهم بود که بالاخره این مهم در کشور ما انجام شد و از به هدر رفتن بخش عمده ای از سرمایه های کشور جلوگیری کرد و شاید سرفصلی باشد برای تغییر الگوی مصرف و فرهنگ ترافیکی.

۳) همچنین سیاست فعال خارجی احمدی نژاد نیز قابل تقدیر است؛ منش توأم با عزت به جای ذلت در برابر جهانیان؛ ارج قائل شدن برای دشمنان آمریکا به جای دوستان آمریکا و اروپایی ها؛ انتظار کف و تشویق از دشمنان آمریکا به جای کف کردن از هورا کشیدن دوستان آمریکا و توپ را در میدان دشمنان انداختن، همگی نشان از سیاست فعال که برازنده جمهوری اسلامی است دارد. این موضوع پیش از همواره از سوی متفکران مطرح می شد لکن گوش بدهکاری نبود.

از همه جالبتر اینکه، وقتی بحثهای انتقادی قبلی را نسبت به دولت مطرح کردم، عده ای من را تشویق کردند و از جرأت من تعریف و تمجید کردند در حالی که الآن که مطالب فوق را که در تقدیر از احمدی نژاد است نوشته ام احساس می کنم بیشتر از گذشته مستحق تشویقم.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت 6:9  توسط علی انتظاری  | 

افروغ در شب شیشه ای

وقتی مصاحبه رشید پور را که این همه اعتماد به نفس داشت و دیگر مهمانان برنامه را با تسلط پشت سر می گذاشت در برابر افروغ  جامعه شناس چنان نفس بریده و اعتماد از کف رفته دیدم قدری به خود غره شدم. البته قدر ی هم دلم برایش سوخت که در برابر واژه های قلمبه و سلمبه افروغ جا زده بود. در عین حال از نتایج نظر سنجی هم چنین بر می آید که بینندگان نیز پس زده بودند. اگرچه سخنان شجاعانه افروغ در این فضایی که مصلحت گرایی ها غلبه یافته است بسیار مغتنم است لکن به نظر می رسد اگر کمی متواضعانه تر مطرح می شد نافذ تر می بود. به هر صورت از اینکه بخشی از مردم متوجه شدند که زاویه دیگری هم برای نگریستن به مسائل وجود دارد و آن زوابه جامعه شناختی است بسیار مسرورم و کلام استاد افروغ را بر چشم می گذارم.

|+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 12:45  توسط علی انتظاری  | 

صف پمپ بنزین و طرح مبارزه با بدحجابی
در واقع جامعه شناسی یعنی تلاش برای کشف مشابهتهای رفتاری و به عبارتی الگوهای رفتاری در میان مردم. یکی از مشابهتهایی که خیلی به چشم می خورد مصصم نبودن و نپذیرفتن عواقب تصمیم است. خیلی ها را می بینید که هنگام انتظار در صف پمپ بنزین، جوری بین دو مسیر منتظر می مانند که هر کدام که راه داد را سریعاْ برگزینند و به اصطلاح زرنگی کنند. در اینجا دو نکته وجود دارد:

1. در این روش به هیچ وجه ملاحظه مردم دیگری که ذینفع هستند، نمی شود و فرد منفعت خود را بر دیگران ترجیح می دهد

2. فرد قادر نیست از طریق مرور سریع وضعیت اتومبیلهای در حال بنزین زدن بفهمد که کدام مسیر زودتر آماده می شود

مشابه چنین رفتاری را نیز می توان در سطح مدیریت کشور ملاحظه کرد. طرح مبارزه با بدحجابی در حالی اجرا می شود که مسئولان کشور تا کنون موضع گیری صریحی در مورد آن نکرده اند. حتی جناب شاهرودی -علی ااظاهر- از آن اظهار بی اطلاعی کرده است. به نظر می رسد که در برابر مسئولان امر دو مسیر موفقیت پیش رو است. یا این طرح موفق خواهد که در این صورت مسئولان آن را ابتکار خود عنوان کرده و خود را مدافع سرسخت اجرای آن از ابتدا معرفی می کنند و یا اینکه ناموفق از آب در خواهد آمد که آن وقت به عنوان ناجی ظاهر خواهند شد و از کرامت انسان و عدم برخورد زور مدارانه با خانمها که صاحبان اصلی انقلابند سخن خواهند گفت. در این شرایط حتی در حد جا به جایی فرمانده نیروی انتظامی که از الآن بوی الرحمن او بر خاسته است به برخورد با عوامل این طرح مذبوحانه خواهند برداخت.

در برخورد با طرح بدحجابی نیز چند نکته وجود دارد:

۱. مسئولان تا کنون هیچ دفاعی از آن نکرده اند و بین دو مسیر موفقیت و عدم موفقیت آن در انتظارند

۲. این گونه به نظر می رسد که نه تنها پژوهش درست درمانی در این زمینه صورت نگرفته است ک حتی با چند مشاور و یا حتی با رئیس قوه قضائیه هم مشورتی صورت نگرفته است.

۳. هیچ کس مسئولیت عواقب کاری که در حال انجام است نمی پذیرد و نهایتا عواقب آن متوجه آن کسی است که او را به این طرف هل داده اند

۴. هم موفقیت و هم شکست این طرح برای مسئولان طراز اول کشور سرافرازی و مانور تبلیغاتی فراهم می کند. بنابراین هر طرح نویی می تواند موجب اعتلای موقت آرا گردد.

و البته "و العاقبته للمتقین"

|+| نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت 8:23  توسط علی انتظاری  | 

مسائل اخیر دانشگاه علامه
جریانهای اخیر دانشگاه واقعاْ تاسف بار است. نمی دانم تا کی می خواهد این اوضاع ادامه داشته باشد. از یک طرف افرادی که سرشان به جایی دیگر بند است به اسم جنبش دانشجویی و امثالهم محیط دانشگاه را محل تخت و تاز جریانهای سیاسی خارج از دانشگاه قرار داده اندِ؛ حرکتهایی که برخاسته از نیاز و توانایی دانشجو به مشارکت سیاسی نیست. در این موقعیت از دانشجویان به عنوان سیاهی لشگر استفاده می شود. هیچ یادم نمی رود روز سه شنبه هفته گذشته، چگونه این سیاهی لشگر از این راهرو به آن راهرو در دست بازیگردانانی که هم اکنون در آن سوی مرزها مشغول برخورداری از امکاناتی هستند که واشنگتن برای آنان فراهم کرده است. عده ای از آنها هم دارند دستمایه ای برای پرونده اخذ ویزای مهاجرت به کانادا و آمریکا فراهم می کنند. البته نفی نمی کنم که عده ای نیز هنوز تصور غلطی از روشنفکری دارند و تمایز میان خوش رقصی برای قدرت جهانی و روحیه انتقادی نسبت به قدرتهای محلی را  در کانتکست جهانی نفهمیده اند.

از سویی دیگر گروهی که باز کردن گره را جز با دندان نیاموخته اند همچون گرگ که به گله می زند به این دانشجویانی که فرزندان ما هستند حمله ور شده و آب به آسیاب دشمن و نمایندگان داخلی آنها می ریزند. نمی دانم تا کی باید تاوان نفهمی و بی تدبیری اهل زور را ما دانشگاهی ها بدهیم. اصلاً زبان دانشجو را نفهمیده اند و توانایی مواجهه با او را ندارند.

|+| نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 7:51  توسط علی انتظاری  | 

الهام و بنزین آزاد

این مطالب را همان فردای صحبتهای الهام نوشتم که خبرش را هم در وبلاگ منعکس کردم لکن صلاح را در این دیدم که اول به رئیس جمهور محترم منعکس کنم اگر پاسخی (چه مستقیم به خودم و چه به طور کلی برای عموم) برای آن نیافتم در وبلاگ منعکس کنم که متأسفانه تا کنون دریافت نشد. لذا همان مطلب را عینا ً نقل می کنم:

وقتی دیشب سخنان الهام را در مورد وضعیت قیمت بنزین شنیدم خیلی افسرده شدم. بعد از این همه تجربه که در این کشور بدست آوردیم الهامی باید وزیر و سخنگوی مملکت شود که بگوید فعلاً سهمیه بندی را اجرا کنیم تا بعد از اجرای آن در مورد عرضه آزاد بنزین تصمیم بگیریم. انگار اجرای سهمیه بندی مثل اجرای نمایش تئاتر است که قرار است بعد از اجرای آن و البته بعد از استراحت نسبت به امر دیگری تصمیم بگیریم. انگار هنوز نمی توان پیشبینی کرد که میزان تقاضای مردم برای بنزین آزاد بستگی به قیمت آن دارد. انگار نمی توان تصور کرد که اگر قیمت بنزین در ابتدا تفاوت معناداری با قیمت سهمیه بندی داشته باشد در ابتدا با کاهش تقاضا روبرو هستیم لکن پس از مدتی تدریجاً به دلیل سازگاری مردم با قیمتها و تناسب سایر قیمتها با قیمت بنزین آزاد، میزان تقاضا افزایش خواهد یافت. انگار دولت فرصت کافی برای این بررسی ها نداشته است و انگار دولت از ترس از دست دادن رأی دهندگان برای برای انتخابات دوره بعد جرأت تصمیم گیری قاطعانه و البته عالمانه را ندارد. پس وای بر مملکتی که به دست چنین ناشایستگانی گرفتار آمده است.

تازه اگر پشت این قضیه واقعاً یا ترس و یا بی برنامه گی، سخنگوی دولت که نباید پته همه را روی آب بریزد و همچون حسنگ راستگو بگوید فعلاً برنامه ای نداریم. من جای الهام بودم که خدا را شکر می کنم که نیستم- می گفتم دولت برای این موضوع برنامه های را در دست دارد که به موقع آنها را اعلام خواهد کرد نه اینکه حال باید برنامه سهمیه بندی را اجرا کنیم تا بعداً در مورد بنزین آزاد تصمیم بگیریم.

نهایتاً اینکه وقتی راننده مینی بوس می گوید ما چیزی از راننده هواپیما (خلبان) کم نداریم و وقتی می تونیم مینی بوس را برانیم حتما می توانیم هواپیما را هم برانیم نتیجه اش همین می‏شود که می بینید.

البته از اینکه انتقاد سازنده نکردم نهایتاً عذرخواهی را دارم. زیرا آنقدر عصبانی بودم که روحیه سازندگی را از دست دادم. گناهش به گردن آنهایی که بی مطالعه و بدون بررسی کارشناسی و مشورت با اهل کار می کنند حرف می زنند. البته پر واضح است که تهمت اینکه به دلیل نبردن سهم انتقاد می کنم به من نمی چسبد.

|+| نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 7:42  توسط علی انتظاری  | 

جامعه شناسی و ارتباطات

با همان روحیه ارادتی که به هر دو حوزه دانش دارم و با این پیش فرض که جامعه شناسی و البته سایر علوم از جمله سایبرنتیک منشاء پیدایش نظریه های ارتباطی شده است به بحثی در مورد نظریه ارتباطات می پردازم. مهمترین نظریه های ارتباطات که به بحث در مورد خط سیر ارسال پیام تا گیرندگی پیام توجه دارند عمدتاً این گونه بحث می کنند که پیام از فرستند طی چند مرحله به گیرنده پیام منتقل می‏شود تفاوت در نظریه های ارتباطات بر سر آنست که این پیام به چه تغییراتی و تحت تأثیر چه عوامل دیگری به گیرنده پیام می رسد. از منظر جامعه شناسی به خصوص جامعه شناسی کنش متقابلی که جرج هربرت مید مهمترین منبع پایه گذاری آن را تشکیل می دهد، مسیر ارتباط صورت دیگری می یابد. مید در نظریه «بر گرفتن نقش دیگران» به این بحث می پردازد که چگونه فرد ارتباط گر به خود از منظر دیگران توجه دارد. در واقع فرد ابتدا به ارسال نمادهایی می پردازد و سپس از طریق تفسیر و معنی یابی کنشهای مخاطبان خود به خود از منظر دیگران می نگرد. در واقع این موضوع فراتر صرف دریافت بازخورد از جانب مخاطبان است. در اینجا توانایی خاصی برای ارسال کننده پیام حاصل می‏شود و آن اینکه می تواند در عین حال که به مخاطبان خود می نگرد و پیامهای آنها را به طور جداگانه دریافت می کند از منظر دیگران به خود بنگرد و نحوه ارسال پیام را اصلاح نماید تا به ذائقه مخاطب خوشتر آید و یا نتیجه مؤثر تری از ارسال پیام خود به دست آورد.

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 16:50  توسط علی انتظاری  |