تبليغاتX
جامعه شناسی ایران

مبارزه با فقر یا فقرا
حقایق راهپیمایی روز قدس 88 -2
حقایق راهپیمایی روز قدس 88 -1
نتایج پژوهش در مورد انتخابات دهم
تبیین مسأله اعتیاد با تأکید بر محافل دانشجویی
تحلیل وقایع بر اساس نظریه قطبی شدن
قطبي شدن به منزله جانشيني براي جهاني شدن
دمت گرم
Polarization as an Alternative to Globalization
عجب دولتی

وقتی مصاحبه رشید پور را که این همه اعتماد به نفس داشت و دیگر مهمانان برنامه را با تسلط پشت سر می گذاشت در برابر افروغ  جامعه شناس چنان نفس بریده و اعتماد از کف رفته دیدم قدری به خود غره شدم. البته قدر ی هم دلم برایش سوخت که در برابر واژه های قلمبه و سلمبه افروغ جا زده بود. در عین حال از نتایج نظر سنجی هم چنین بر می آید که بینندگان نیز پس زده بودند. اگرچه سخنان شجاعانه افروغ در این فضایی که مصلحت گرایی ها غلبه یافته است بسیار مغتنم است لکن به نظر می رسد اگر کمی متواضعانه تر مطرح می شد نافذ تر می بود. به هر صورت از اینکه بخشی از مردم متوجه شدند که زاویه دیگری هم برای نگریستن به مسائل وجود دارد و آن زوابه جامعه شناختی است بسیار مسرورم و کلام استاد افروغ را بر چشم می گذارم.

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 12:45 |
در واقع جامعه شناسی یعنی تلاش برای کشف مشابهتهای رفتاری و به عبارتی الگوهای رفتاری در میان مردم. یکی از مشابهتهایی که خیلی به چشم می خورد مصصم نبودن و نپذیرفتن عواقب تصمیم است. خیلی ها را می بینید که هنگام انتظار در صف پمپ بنزین، جوری بین دو مسیر منتظر می مانند که هر کدام که راه داد را سریعاْ برگزینند و به اصطلاح زرنگی کنند. در اینجا دو نکته وجود دارد:

1. در این روش به هیچ وجه ملاحظه مردم دیگری که ذینفع هستند، نمی شود و فرد منفعت خود را بر دیگران ترجیح می دهد

2. فرد قادر نیست از طریق مرور سریع وضعیت اتومبیلهای در حال بنزین زدن بفهمد که کدام مسیر زودتر آماده می شود

مشابه چنین رفتاری را نیز می توان در سطح مدیریت کشور ملاحظه کرد. طرح مبارزه با بدحجابی در حالی اجرا می شود که مسئولان کشور تا کنون موضع گیری صریحی در مورد آن نکرده اند. حتی جناب شاهرودی -علی ااظاهر- از آن اظهار بی اطلاعی کرده است. به نظر می رسد که در برابر مسئولان امر دو مسیر موفقیت پیش رو است. یا این طرح موفق خواهد که در این صورت مسئولان آن را ابتکار خود عنوان کرده و خود را مدافع سرسخت اجرای آن از ابتدا معرفی می کنند و یا اینکه ناموفق از آب در خواهد آمد که آن وقت به عنوان ناجی ظاهر خواهند شد و از کرامت انسان و عدم برخورد زور مدارانه با خانمها که صاحبان اصلی انقلابند سخن خواهند گفت. در این شرایط حتی در حد جا به جایی فرمانده نیروی انتظامی که از الآن بوی الرحمن او بر خاسته است به برخورد با عوامل این طرح مذبوحانه خواهند برداخت.

در برخورد با طرح بدحجابی نیز چند نکته وجود دارد:

۱. مسئولان تا کنون هیچ دفاعی از آن نکرده اند و بین دو مسیر موفقیت و عدم موفقیت آن در انتظارند

۲. این گونه به نظر می رسد که نه تنها پژوهش درست درمانی در این زمینه صورت نگرفته است ک حتی با چند مشاور و یا حتی با رئیس قوه قضائیه هم مشورتی صورت نگرفته است.

۳. هیچ کس مسئولیت عواقب کاری که در حال انجام است نمی پذیرد و نهایتا عواقب آن متوجه آن کسی است که او را به این طرف هل داده اند

۴. هم موفقیت و هم شکست این طرح برای مسئولان طراز اول کشور سرافرازی و مانور تبلیغاتی فراهم می کند. بنابراین هر طرح نویی می تواند موجب اعتلای موقت آرا گردد.

و البته "و العاقبته للمتقین"

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 8:23 |
جریانهای اخیر دانشگاه واقعاْ تاسف بار است. نمی دانم تا کی می خواهد این اوضاع ادامه داشته باشد. از یک طرف افرادی که سرشان به جایی دیگر بند است به اسم جنبش دانشجویی و امثالهم محیط دانشگاه را محل تخت و تاز جریانهای سیاسی خارج از دانشگاه قرار داده اندِ؛ حرکتهایی که برخاسته از نیاز و توانایی دانشجو به مشارکت سیاسی نیست. در این موقعیت از دانشجویان به عنوان سیاهی لشگر استفاده می شود. هیچ یادم نمی رود روز سه شنبه هفته گذشته، چگونه این سیاهی لشگر از این راهرو به آن راهرو در دست بازیگردانانی که هم اکنون در آن سوی مرزها مشغول برخورداری از امکاناتی هستند که واشنگتن برای آنان فراهم کرده است. عده ای از آنها هم دارند دستمایه ای برای پرونده اخذ ویزای مهاجرت به کانادا و آمریکا فراهم می کنند. البته نفی نمی کنم که عده ای نیز هنوز تصور غلطی از روشنفکری دارند و تمایز میان خوش رقصی برای قدرت جهانی و روحیه انتقادی نسبت به قدرتهای محلی را  در کانتکست جهانی نفهمیده اند.

از سویی دیگر گروهی که باز کردن گره را جز با دندان نیاموخته اند همچون گرگ که به گله می زند به این دانشجویانی که فرزندان ما هستند حمله ور شده و آب به آسیاب دشمن و نمایندگان داخلی آنها می ریزند. نمی دانم تا کی باید تاوان نفهمی و بی تدبیری اهل زور را ما دانشگاهی ها بدهیم. اصلاً زبان دانشجو را نفهمیده اند و توانایی مواجهه با او را ندارند.

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 7:51 |

این مطالب را همان فردای صحبتهای الهام نوشتم که خبرش را هم در وبلاگ منعکس کردم لکن صلاح را در این دیدم که اول به رئیس جمهور محترم منعکس کنم اگر پاسخی (چه مستقیم به خودم و چه به طور کلی برای عموم) برای آن نیافتم در وبلاگ منعکس کنم که متأسفانه تا کنون دریافت نشد. لذا همان مطلب را عینا ً نقل می کنم:

وقتی دیشب سخنان الهام را در مورد وضعیت قیمت بنزین شنیدم خیلی افسرده شدم. بعد از این همه تجربه که در این کشور بدست آوردیم الهامی باید وزیر و سخنگوی مملکت شود که بگوید فعلاً سهمیه بندی را اجرا کنیم تا بعد از اجرای آن در مورد عرضه آزاد بنزین تصمیم بگیریم. انگار اجرای سهمیه بندی مثل اجرای نمایش تئاتر است که قرار است بعد از اجرای آن و البته بعد از استراحت نسبت به امر دیگری تصمیم بگیریم. انگار هنوز نمی توان پیشبینی کرد که میزان تقاضای مردم برای بنزین آزاد بستگی به قیمت آن دارد. انگار نمی توان تصور کرد که اگر قیمت بنزین در ابتدا تفاوت معناداری با قیمت سهمیه بندی داشته باشد در ابتدا با کاهش تقاضا روبرو هستیم لکن پس از مدتی تدریجاً به دلیل سازگاری مردم با قیمتها و تناسب سایر قیمتها با قیمت بنزین آزاد، میزان تقاضا افزایش خواهد یافت. انگار دولت فرصت کافی برای این بررسی ها نداشته است و انگار دولت از ترس از دست دادن رأی دهندگان برای برای انتخابات دوره بعد جرأت تصمیم گیری قاطعانه و البته عالمانه را ندارد. پس وای بر مملکتی که به دست چنین ناشایستگانی گرفتار آمده است.

تازه اگر پشت این قضیه واقعاً یا ترس و یا بی برنامه گی، سخنگوی دولت که نباید پته همه را روی آب بریزد و همچون حسنگ راستگو بگوید فعلاً برنامه ای نداریم. من جای الهام بودم که خدا را شکر می کنم که نیستم- می گفتم دولت برای این موضوع برنامه های را در دست دارد که به موقع آنها را اعلام خواهد کرد نه اینکه حال باید برنامه سهمیه بندی را اجرا کنیم تا بعداً در مورد بنزین آزاد تصمیم بگیریم.

نهایتاً اینکه وقتی راننده مینی بوس می گوید ما چیزی از راننده هواپیما (خلبان) کم نداریم و وقتی می تونیم مینی بوس را برانیم حتما می توانیم هواپیما را هم برانیم نتیجه اش همین می‏شود که می بینید.

البته از اینکه انتقاد سازنده نکردم نهایتاً عذرخواهی را دارم. زیرا آنقدر عصبانی بودم که روحیه سازندگی را از دست دادم. گناهش به گردن آنهایی که بی مطالعه و بدون بررسی کارشناسی و مشورت با اهل کار می کنند حرف می زنند. البته پر واضح است که تهمت اینکه به دلیل نبردن سهم انتقاد می کنم به من نمی چسبد.

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 7:42 |


Powered By
BLOGFA.COM