تبليغاتX
جامعه شناسی ایران

مبارزه با فقر یا فقرا
حقایق راهپیمایی روز قدس 88 -2
حقایق راهپیمایی روز قدس 88 -1
نتایج پژوهش در مورد انتخابات دهم
تبیین مسأله اعتیاد با تأکید بر محافل دانشجویی
تحلیل وقایع بر اساس نظریه قطبی شدن
قطبي شدن به منزله جانشيني براي جهاني شدن
دمت گرم
Polarization as an Alternative to Globalization
عجب دولتی

تردیدی نیست دانش جامعه، قبل از کنت و یا ابن خلدون از آموزه های قرآن کریم آغاز شده است. این دانش از زوایای گوناگون نشأت گرفته است؛

1.       متغیر بودن انسان و ثابت نبودن سرنوشت و تقدیر وی

تاریخ تفکر اجتماعی بشر گواه بر آنست که قبل از آموزه های قرآن و اسلام، بشر را عمدتاً تابع تقدیرها و سرنوشتهایی تصور می کردند که موجب می شد تصور ثابتی از انسان بر اذهان حاکم باشد. وجود این تصور ثابت مانع از فهم انسان می شد. در اندیشه یونان انسان محکوم تقدیر است و انسانها بر اساس نظر ارسطو برده و یا سرور خلق می شوند. زن نیز موجودی پست است که برده مرد به شمار می رود. در قرون وسطی نیز تفکر تقدیر گرایی محض حاکم بود به نحوی که سنت آگوستین انسانها را به دو گروه اعضای شهر زمینی و شهر آسمانی تقسیم می کند. در حالی که آموزه های قرآن بر آن بود که انسان موجودی متغیر است و این توانایی را دارد که از پائین ترین نقطه به بالاترین نقطه حرکت کند و یا بالعکس. این امر موجب شد تا به انسان به عنوان موجودی متغیر نگریسته شود. مبنای انگیزه برای شناخت هر پدیده نیز متغیر بودن آن است وگرنه ثبات مانع از درک تجربی می شود. در غرب نیز مادامی که در اثر آموزه های کلیسا انسان ثابت در نظر گرفته می شد فهم انسان نیز ممکن نمی شد. فهم انسان زمانی میسر شد که سرنوشت محتوم انسان توسط روشنگران زیر سؤال رفت.

 

2.     قائل شدن به سنتهای الهی به عنوان قوانین حاکم بر جوامع

ارائه نمونه های فراوان از سبکهای زندگی و به چالش گرفتن سنتهای الهی توسط جوامع پیشین به منظور عبرت گرفتن نشان از حاکمیت این سنتها بر همه جوامع دارد. گرایش به فهم این سنتها اسبابی شد برای اینکه قوانین حاکم بر تحولات جوامع مورد توجه قرار گیرند.

 

3.     دعوت به شناخت جوامع در آیه 13 سوره حجرات

خداوند علیم در آیه 13 حجرات می فرماید: «ما شما را از مردی و زنی خلق کردیم و سپس شما را در قالب ملتها و قبائل گوناگون قرار دادیم که بر مبنای آن شناخت نسبت به یکدیگر حاصل گردد». در واقع شناخت انواع موجودات و قوانین حاکم بر طبیعت در اثر درک مشابهتها و تفاوتها حاصل می گردد. گونه های مختلف موجودات در دوره های گذشته بوجود آمده اند سپس بر اثر تغییرات سایر عوامل تغییر شکل یافته اند. برای مثال یکی از فرضیات محکم اینست که همه قاره ها به هم چسبیده بودند و میلیونها سال پیش در اثر عوامل از هم جدا می شوند و تدریجاً از هم فاصله می گیرند. به این ترتیب موجوداتی که در ابتدا در شرایطی مشابه در کنار هم قرار داشتند، از هم فاصله می گیرند و تحت شرایط متفاوتی تکامل خود را طی می کنند. شناخت تغییرات و تفاوتهای آنها در اثر تغییرات پدید آمده به درک قوانین حاکم بر طبیعت می انجامد. به همین ترتیب بر اساس آیه شریفه فوق انسانها در ابتدا از مردی و زنی متولد می شوند و سپس در اثر شرایط مختلف قرار می گیرند و در قالب ملتها و قبائل گوناگون قرار می گیرند. شناخت تغییرات، تفاوتها و شباهتهای این انسانها که در واقع اعضای یک خانواده هستند لکن شرایط آنها را متفاوت کرده است به شناخت نسبت به جوامع و قوانین حاکم بر تغییرات و تحولات آن می انجامد. اگر چه مبنای این آیه شریفه دعوت به فهم این موضوع است که هیچ گونه انسانی برتری نسبت به دیگری ندارد و تنها ملاک برتری تقوی است لکن در عین حال به موضوع مورد نظر نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم اشاره می کند. 

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 18:14 |


Powered By
BLOGFA.COM