تبليغاتX
جامعه شناسی ایران

مبارزه با فقر یا فقرا
حقایق راهپیمایی روز قدس 88 -2
حقایق راهپیمایی روز قدس 88 -1
نتایج پژوهش در مورد انتخابات دهم
تبیین مسأله اعتیاد با تأکید بر محافل دانشجویی
تحلیل وقایع بر اساس نظریه قطبی شدن
قطبي شدن به منزله جانشيني براي جهاني شدن
دمت گرم
Polarization as an Alternative to Globalization
عجب دولتی

یکی از نکات جالب در مورد روز قدس 88، نحوه انعکاس اخبار آن در رسانه های بیگانه بود. خوشبختانه به یمن و برکت گروه حمقاء، انعکاس اخبار راهپیمایی روز قدس جلوه دیگری داشت. پیش از این، در رسانه های بیگانه انعکاس اخبار راهپیمائی روز قدس یا صورت نمی گرفت و یا در حاشیه انعکاس می یافت؛ لکن به خاطر این نورچشمی ها هم که شد انعکاس در رسانه های بیگانه جلوه دیگری پیدا کرد. نکته مهم در انعکاس اخبار راهپیمایی روز قدس علاوه بر حضور مردم، وجود گروههای مخالف در راهپیمایی بود. پیشتر همواره این گونه مطرح می شد که انگار راهپیمایان اندک روز قدس کسانی بودند که به زور و یا استیلای تبلیغاتی حکومت جمهوری اسلامی به میدان آمده اند و شرایط استبدادی حاکم، آنها را وادار نموده است این گونه شعار بدهند؛ لکن وجود چند تا مخالف شعارهای روز قدس حداقل این پیام ضمنی را با خود داشت که این گروه در سر دادن شعارهای موافق اسرائیل و آمریکا آزاد بودند و از آن مهمتر اینکه راهپیمایان اصلی نیز با آزادی کامل شعارهای ضد اسرائیلی سر می دهند نه به دلیل زور حاکم و یا تفوق رسانه ای و امثالهم.

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 8:13 |

واقعاً جای بسی تأسف دارد که گروهی به دلیل نفرت از احمدی نژاد و یا حتی نظام جمهوری اسلامی حاضرند مملکت خود را به شعارهای آمریکایی بفروشند. واقعاً آدم باید خیلی ساده دل باشد که فکر کند آمریکایی ها به نفع او عمل می کنند و خود و مملکت خود را به ثمن ناچیزی بفروشد. هر چند جمع شدن یکی دو هزار نفر به صورت پراکنده در گوشه و کنار قسمتهای شمالی راهپیمایی روز قدس (قبول دارم که تعدادی که به فراخوان اپوزسیون به راهپیمایی روز قدس آمدند خیلی بیشتر از این افراد بودند لکن بخش عمده ای از آنها با این گروه همراهی نکردند که ذیلاً توضیح خواهم داد) اصلاً از نظر آماری قابل توجه نیستند لکن من نمی دانم این موجودات با چه امیدی به تفرقه میان راهپیمایان دل بسته بودند و فکر می کردند که اگر شعارهایی به نفع اسرائیل و در مقابل شعارهای روز قدس سر دهند چه گیرشان می آید. وضعیت عراق و افغانستان حجتی است برای ملت فهمیده ایران که برای حضور دشمنان مردم چراغ سبز نشان ندهد و به راحتی مملکت خود را به اجانب نفروشند. هر چند با توجه به فهم سیاسی این گروه تفرقه افکن که آنها را متأسفانه حمقاء می خوانم، باز رفتارشان تا حدودی قابل توجیه است. بعضی از اینها حال و هوای آمریکا را می خواهند و یا اینکه بعضی چون در این دعوا آن گروه به سویی می کشد خود را در وضعیتی می بیند که جاهلانه به این سو بکشند. هر چند سودی در این سو برای آنها نباشد لکن اگر به این سو نکشند کم می آورند. این رفتار کاملاً جاهلانه است و به همین دلیل این گروه را حمقاء می خوانم.  

اما در مورد رهبران آنها اصلاً نمی توانم توجیه کنم. آنها به خوبی می دانند که اگر آمریکا بیاید اولاً این امنیتی که در جامعه مان وجود دارد به شدت مخدوش می شود و اگر خدای نکرده به آنجا انجامد که هل می دهند رویا امنیت را حالا حالاها خیلی بدتر از عراق و افغانستان باید به گور ببریم. از طرف دیگر آنها باید به خوبی بدانند با حضور آمریکا این گروه از نخبگان، محلی از اعراب ندارند و اگر هم عنایتی از سوی دشمنان به آنها شده است، صرفاً به عنوان رهبران یک بار مصرف از آنها برای جایگزینی رژیم سیاسی بهره برداری می شود. موسوی و کروبی که در نظام جمهوری اسلامی، نقشهای تعیین کننده داشته اند که جای خود دارد حتی آدمهای کاملاً برگشته ای نظیر گنجی را برنمی تابند و صرف حضور در سپاه و هر نوع همکاری با جمهوری اسلامی موجب دور انداختن آنها می شود. آمریکا آن قدر در سطل آشغال خود مهره های سکولار و خود فروخته تر دارد که نیازی به این رهبران حمقا نیست.

ممکن است برخی به من در مورد به کارگیری لفظ حمقاء برای نامیدن این گروه ایراد بگیرند و آن را افراطی بخوانند. انصاف بدهید کسی در مقابل شعار مرگ بر آمریکا بگوید مرگ بر روسیه؛ در مقابل شعار مرگ بر اسرائیل بگوید «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران»؛ در مقابل شعار تا خون در رگ ماست هدیه به رهبر ماست بگوید «هدیه به ملت ماست»؛ در مقابل شعار الله اکبر هو کند؛ و در راهپیمایی روز قدس دقیقاً خود را با خواسته های اسرائیل هماهنگ کند بیشتر از احمق است؟

با وجود حماقتی که در این گروه از تفرقه افکنان و رهبران آنها دیدم، دو معرفت و فهم بزرگ نیز در جریان راهپیمایی دیروز قابل مشاهده بود:

اول: فهم راهپیمایان اصلی که با وجود شعارهای تفرقه افکنانه گروه حمقاء، شعارهای وحدت گرایانه سر می دادند و کوچکترین برخوردی با آنان نمی کردند و به شدت با کسانی که متمایل به شعارهای ضدیت با آنها بودند واکنش نشان می دادند. این رفتار نشان از رشد سیاسی مردم ایران دارد.

دوم: فهم راهپیمانان حاشیه ای که از ظواهرشان معلوم بود که از رأی دهندگان به موسوی بودند لکن وقتی گروه حمقاء را با این شعارهای انحرافی دیدند به خوبی منافع و ارزشهای ملی خود را تشخیص دادند و با آنان هم آواز نشدند و بسیاری شان علیرغم کنار رفتن حمقاء در وقت نماز جمعه ماندند و نماز را به امامت خطیب جمعه ادا کردند.

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388 و ساعت 14:37 |

هوالعلیم

چه دنیای عجیبی شده است. ما که مطمئن بودیم تقلبی در انتخابات امکان ندارد و تحلیلها نیز بر اساس شاخصهای کاملاً منطقی برد احمدی نژاد را پیشبینی می کرد باز هم تردید نسبت به آنچه تحت عنوان تقلب در انتخابات مطرح شده بود را بر خود جایز دانستیم. لکن گروه مدعی که ادعایی را مطرح کرده اند که بر هیچ پایه و اساس منطقی و عینی استوار نیست صرفاً به دلیل نفرت از کاندیدای برتر آن، بدون هیچ سند و مدرکی بر آن اصرار می ورزند و اصلاً در ادعای خود تردید نمی کنند.

«و مسرعه الی قیل الباطل»

از همان ابتدا علیرغم اطمینان به نتیجه انتخابات، قصد انجام پژوهشی پیمایشی را داشتم و به همین منظور برای ارزیابی نتیجه انتخابات و روند آن و بررسی تأثیر مناظره ها در شکل گیری آرا مردم در مرکز مطالعات و پژوهشهای جمعیتی آسیا و اقیانوسیه به پیمایشی در سطح استان مرکزی دست زدیم. انتخاب این استان به دلیل جو آرام آن و دوری از التهابات بعد از انتخابات بود. بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای به صورت تصادفی نمونه ها را طبق یک طرح از پیش تعیین شده انتخاب و در نیمه دوم مرداد ماه 1388 نسبت به جمع آوری داده ها اقدام کردیم. ممکن است برخی بگویند که نتایج پژوهش در یک استان ملاک نیست. من هم در پاسخ می گویم که:

«گر در خانه کس است یک استان بس است»

نتایج بسیار جالب بود:

اول از همه اینکه تفاوت معنا داری بین نتایج انتخابات که توسط وزارت کشور اعلام شده بود و رای اعلام شده توسط پاسخگویان مشاهده نشد. این یعنی اینکه پایه و اساس تمامی این التهابات و تهمتها در موارد مختلف یک دروغ بزرگ بود. دروغی که جان بسیاری از جوانان را در معرض خطر قرار داد و چهره جمهوری اسلامی را موقتاً مخدوش نمود. در عین حال:

«و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین»

دوم اینکه مناظره بر نتایج انتخابات تأثیر گذار بود لکن تعیین کننده نبود. در واقع می توان گفت اگر مناظره ها با جوی آرام تر برگزار می شد تقریباً همین نتایج به دست می آید. این واقعیت بیانگر آنست که ریاست جمهوری بیش از هر چیز محتاج مشاورینی دلسوز است نه دلگرم کننده.

سوم اینکه آرا خاموش هم به احمدی نژاد رای داده اند و هم به موسوی. سهم آرای خاموش شرکت کننده خیلی زیاد نبود و تأثیری هم در نتایج انتخابات نداشتند.

چهارم اینکه احمدی نژاد در طبقات پائین تر جامعه رأی بیشتری آورده بود. داده ها در روستاها به نحو اعجاب برانگیزی به نحو احمدی نژاد بود.

پنجم و از همه مهمتر اینکه شجاعت ما را پیروز می کند و پذیرش باخت شجاعت می خواهد. 

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 15:11 |

برای تبیین مسأله اعتیاد در جامعه از جمله محافل دانشجویی برخلاف آنچه تصور می شود بیش هر چیز نیاز به نظریه پردازی داریم. متأسفانه تلاشهایی که تا به حال صورت گرفته است به دلیل ضعف مبانی و چهارچوبهای نظری نتوانسته به تبیین و در نتیجه راه حلهای کارامدی برای حل مسأله اعتیاد دست یابند. یکی از این چهارچوبهای نظری آن چیزی است که بنده از مبانی نظری مرتونی تحت عنوان ساختارهای بی هنجاری و فرصت الهام گرفته ام و از آن تحت عنوان بلندپروازی های غیر عقلانی یاد می کنم. بر اساس این تبیین، اعتیاد بیش از هر چیز محصول ناهنجاریهای اجتماعی (با تعریف مرتونی) است. به طور خلاصه هر قدر فاصله میان توقعات از یک سو امکانات از سویی دیگر بیشتر باشد در جامعه ناهنجاری به وجود می آید؛ شرایطی به وجود می آید که گروههایی در جامعه وسایل مشروع برای رسیدن به اهداف مشروع در اختیار ندارند. هر قدر تمایل برای رسیدن به اهداف مشروع بیشتر باشد با پدیده بلندپروازی های غیر عقلانی روبرو خواهیم شد.

اندیشه اولیه این طرح بر خاسته از نظریه ساختارهای بی هنجاری و فرصت « رابرت مرتن» است. وی در این نظریه بر آن است که در شرایط عدم هماهنگی میان امکانات و وسایل (اعم از مادی و هنجاری- ارزشی) از یک طرف و اهداف و آرمانها از طرف دیگر، زمینه بروز انواع کجروی فراهم می‏شود. در واقع این بستر موجب می‏شود آنهایی که به دنبال دستیابی به اهداف مشروع و مورد تأکید جامعه هستند لکن از وسایل هنجاری و مادی لازم برای دستیابی مشروع برخودار نیستند از روشها و وسائل نابهنجار بهره ببرند و در مسیر بهره مندی اهتمام ورزند. انواع تطابقها با این شرایط عبارتند از مناسک گرایی، نوآوری، طغیان و عزلت نشینی. کجروی مورد نظر در این پژوهش با الگوی نوآوری قرابت بیشتری دارد.

فرض حقیر آنست که وقتی میزان هدف گرایی و آرمان خواهی (مادی یا معنوی) در جامعه افزایش یابد به تدریج دلبستگی به هنجارها و وسایلی که کفایت لازم برای دستیابی به آن اهداف و آرمانها را ندارند کاهش می یابد. نتیجه این کاهش دلبستگی به هنجارها و وسایل موجود و مشروع جامعه پیدایش انواع نوآوری هاست . در شرایطی که فرد، گروه یا جامعه بضاعت فکری، تجربی و فرهنگی لازم را برای نوآوری نداشته باشد، از نوآوری‏های کاذب (شبه نوآوری)، استقبال بیشتری می‏شود. به این ترتیب در سطح تحلیل جامعه‏شناختی و نه روانشناختی می توان اعتیاد را یکی از اشکال نوآوری تلقی کرد. به این ترتیب میزان آن در افراد و گروههای هدف گراتر بیشتر است.

در واقع در شرایطی که هدف گرایی از عقلانیت فردی و جمعی بیشتری برخوردار باشد ، گرایش به اهداف و آرمانها موجب تقویت انگیزه ها، پشتکار، پی جویی و دسترسی به اهداف در فرایند نوآوری واقعی خواهد شد. لکن چنانچه میزان عقلانیت فردی و جمعی در هدف گرایی کمتر باشد، موجبات تقویت نوآوری‏های کاذب و جستجوی آرمانها در عالم تخیلات را فراهم می سازد. عقلانیت فردی عبارتست از هماهنگی منطقی میان اهداف و امکانات و توانایی‏های فرد. عقلانیت جمعی حاصل هماهنگی منطقی میان اهداف فرد و امکانات ساختاری جامعه است. در واقع عقلانیت جمعی زمانی حاصل می‏شود که برای دستیابی به اهداف مورد نظر، فرد راههای کسب موفقیت موجود باشد.

در اینجا به متغیر جدیدی به نام هدف جویی غیر عقلانی دست خواهیم یافت. با توجه به اینکه از مفهوم بلند پروازی به جای هدف جویی شدید استفاده کرده ام، متغیر ترکیبی جدید عبارتست از بلند پروازی غیر عقلانی که هم حاوی نرخ بلند پروازی است و هم نشان دهنده شکاف و فاصله آن با عقلانیت فردی و جمعی است.

به نظر می رسد چنانچه میزان بلند پروازی غیر عقلانی در میان معتادان و کسانی که تمایل به سوء استعمال مواد مخدر دارند، بیش از افراد عادی باشد، می توان از این متغیر به عنوان یکی از پیشبینی کننده‏های (predictors) گرایش به اعتیاد استفاده کرد؛ به این ترتیب که با اندازه گیری آن احتمال گرایش به این نوع نوآوری در کنار احتمال وقوع انواع دیگر نوآوری که تحت عنوان نوآوری‏های کاذب از آن یاد می‏شود بررسی می‏شود. لذا لازم است طی پیمایشی میزان بلند پروازی غیر عقلانی و گرایش به سوء استعمال مواد مخدر در کسانی که معتاد اعلام نشده اند (افراد عادی) بررسی شود. سنجش گرایش به اعتیاد برای خالص کردن گروه کنترل است تا به این ترتیب آن دسته از افرادی که در زمره مردم عادی قرار گرفته اند ولی به استعمال مواد مخدر گرایش دارند از گروه کنترل تفکیک شوند.

 

اعتیاد در محافل دانشجویی علاوه بر وجود پدیده بلند پروازی های غیر عقلانی از موارد زیر نیز نشأت می گیرد:

1.                  نبود نشاط و تحرک علمی در محیطهای آکادمیک به دلیل ضعف ارتباط با دستگاههای اجرایی و صنعت

2.                  ضعف کنترل اجتماعی سنتی و آزادی های اجتماعی ناگهانی

3.                  وجود اوقات فراغت بیش از حد پیشبینی و ضعف برنامه های فرهنگی دانشگاهی

4.                  ضعف جامعه پذیری در مواجهه با رفتارهای نابهنجار و انفعال در برابر جبر جمعی

5.                  تضعیف امید به آینده به دلیل سیاست زدگی محیطهای آکادمیک و القائات استادان

6.                   مرعوب شدن در برابر هیبت دانشگاه و استادان و ضعف اعتماد به نفس و خود باوری

7.                  افزایش خطر پذیری دانشجویان و ضعف زمینه های فرهنگی و اجتماعی برای تحقق آن

8.                  شوک دوری از طبیعت و ورود به زندگی ماشینی

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 9:40 |

وقایع پس از انتخابات از علائم و نشانه های نگرانی غرب نسبت به الگوی کارآمد مردم سالاری دینی است. الگویی که از عناصر اصلی قطب جدید در حال شکل گیری است. الگویی که ثابت می کند آنچه تا کنون تحت عنوان جهانی شدن به جهان عرضه شده است نه جهان بلکه قطبی است که به علت عدم منازع، خود را به عنوان جهان معرفی و تحمیل کرده است. فرهنگ التذاذی و جسمانی ، سیاست استکباری و اقتصاد سرمایه داری غرب با محوریت آمریکا به عنوان فرهنگ، سیاست و اقتصاد جهانی معرفی شده اند.

وجود الگوی کارآمد مردم سالاری دینی نوید بخش بسیاری از جریانهای ضد جهانی سازی و ضد استکبار بوده است و این امکان و ظرفیت را برای شکل گیری قطبهای رقیب در جهان آتی فراهم ساخته است. تلاش برای ایجاد فاصله اجتماعی میان شهروندان غربی که ظرفیت گرایش به قطبهای رقیب را دارند و جریانهای اسلامی، از طریق برنامه ریزی های هماهنگ توهین به مقام شامخ حضرت رسول صلوات اله و سلامه علیه از دیگر نشانه های نگرانی غرب است نسبت به آنچه در حال وقوع است.

حقیر عهده دار مفهوم پردازی جدیدی به عنوان جانشین نظریه جهانی شدن هستم. بر اساس این مفهوم، جهان در  این مرحله از تکامل، نه به سمت جهانی شدن از نوع غربی آن بلکه به سمت قطبی شدن با حضور قدرتمند قطب جهان اسلام پیش می رود تا انشاءاله از قِبل تعاملات متوازن میان قطبها، جهان آن گونه که شایسته است جهانی شود و صلحی پایدار به رهبری آن صالح منجی برقرار گردد.

شکست غرب و حامیان آگاه و ناآگاه فریب خورده در داخل در جریانات پس از انتخابات، فرصتی طلایی پیش روی نیروها و جریانهای ولایی قرار داده است تا در بستری فراملی و قطبی نسبت به آنچه تا کنون مماشات کرده اند تجدید نظر نموده و همراه همه آزادیخواهان، ظرفیتهای موجود دانشگاهی را برای مبارزه با مبانی نظری استکبار و شکل گیری قطب جهان اسلام بسیج نمایند. این نوع مواجهه با ظرفیتهای دانشگاهی بر اساس راهبرد فعال نسبت به رخدادهاست و به شدت از انفعال در برابر آنها پرهیز دارد.

موارد زیر به عنوان مقدمات و لوازم این مبارزه در محیط دانشگاهی ذکر می شوند:

1)     تحول رشته های علوم انسانی بر اساس تعریف درستی از انسان و جامعه

2)     تقویت عینیت گرایی در میان دانشگاهیان و حاکمیت گفتمان علمی بر دانشگاهها قبل از جامعه

3)     جدیت در نقشه جامع علمی و واگذاری طراحی آن به سازمانهایی که قرار است مجری آن باشند و پرهیز از تبدیل آن به شبه نقشه.

4)     خارج شدن جریانها و نیروهای مسلمان دانشگاه از وضعیت انفعالی و التزام به راهبردی فعال

5)     مدیریت علمی و فرهنگی دانشگاهها به جای مدیریت سیاسی و حساسیت برانگیز

6)      حاکمیت فضای علمی و پژوهشی منتج از ضرورتهای ارتباط عمیق دانشگاهها و مراکز پژوهشی با صنعت و سایر بخشهای اجرایی

7)     بستر سازی برای ارتقای سطح همکاریهای علمی و پژوهشی میان کشورهای اسلامی به جای التزام به سیاستهای رقابتی از طریق ایجاد مراکز پژوهشی و دانشگاهی در سطح قطب جهان اسلام

8)     حرکت به سوی جامعه دانش بنیان از طریق ایجاد الزامات قانونی برای مجریان در جهت پژوهش محور نمودن سیاستها و برنامه ریزی ها، مبتنی بر نهادهای دانشگاهی و مراکز پژوهشی

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 14:47 |

خلاصه مقاله ای که قرار است در کنفرانس بنگلور ارائه شود

          جهاني شدن با چالشهاي عديده‌اي روبرو شده است، نگاه اصولي به جهاني شدن از بعد جامعه‌شناختي عبارت بود از تكوين فرايندهاي جهاني در يك فرايند تعامل ميان ظرفيتهاي موجود جهان در جهت شكل‌گيري جامعه جهاني. در واقع جهاني شدن فرايندي است كه طي آن از بعد فرهنگي، جوامع در اثر تعامل و گفتگو به مسائل مشترك دست يافته و تدريجاً بر اساس ظرفيتهاي فرهنگ موجود جوامع راه حلهاي جمعي نيز براي آنها مي‌يابند. اين امر مستلزم پديدار گشتن فضاي گفتگويي است كه به قول هابرماس به دور از زر و زور و تزوير باشد؛ لكن در عمل با توجه به تسلط قدرتهاي بزرگ بر رسانه‌ها به جاي فراهم شدن بستر تعامل و شكل‌گيري فرهنگ جهاني و به همين نسبت اقتصاد و سياست جهاني، كفه ترازو به نفع قدرتهاي حاكم و عملاً فرهنگ آمريكايي اقتصاد سرمايه‌داري غربي و سياست غربي با محوريت آمريكا دچار عدم توازن شده است به نحوی که غرب خود را به عنوان فرهنگ، اقتصاد و سياست جهاني غالب كرده است. اين چنين ورود به فرايند جهاني شدن در واقع با ماهيت جهاني شدن تفاوتهاي اساسي دارد. به عبارت ديگر آنچه رخ داده است در بستر مناسبات جهاني به معناي فراملي بوده است لكن جهاني نشده است؛ به عبارت ديگر فرهنگ، اقتصاد و سياست جهاني نشده است بلكه فراملي شده است اين سطح فراملي‌ همان چيزي است كه من از آن به عنوان قطبي ياد مي‌كنيم. بستر مناسبات فراملي و رسانه‌هاي فراملي به مدد گرايش به غلبه بر فرهنگ و اقتصاد و سياست جهاني آمده‌اند و از آن قطبي را بوجود آورده‌اند. قطبي كه با محوريت آمريكا و كشورهاي غربي (اروپا، استراليا و ژاپن به دنبال خود) شكل گرفته است به دليل بهره‌گيري از شيوه‌هاي خصمانه در مواجهه با الگوهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي آلترناتيو نه در جهت جهاني شدن و يا بقاي يك قطب در جهان بلكه به دليل مقاومت برانگيز بودن در جهت شكل‌گيري و تقويت قطبهاي رقيب گام برداشته است. در اين مسير قطبهايي كه ظرفيت مقا.مت بيشتري دارند و در عين حال الگوي جانشيني بيشتر و متنوع‌تري را عرضه مي‌كنند امكان و مجال بيشتري براي قطب شدن را در اختيار دارند.

+ نوشته شده توسط علی انتظاری در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت 9:50 |


Powered By
BLOGFA.COM