موسوی و کروبی تکلیفشان معلوم است. آنها می خواهند به هر قیمتی که هست رئیس جمهور بشوند. حداقل یکی شان هم رئیس جمهور بشود کافی است. البته می توان از کشورهای همسایه هم قرض گرفت و چند صباحی یکیشان و یا دو تاشان را رئیس جمهور کرد. با توجه به اینکه موسوی فرزند آذری هاست می توان از آذربایجان شوروی سابق، ریاست جمهوری را برای چند صباحی قرض گرفت. کشوری به نام لرستان وجود ندارد که موسوی را به عنوان داماد و یا کروبی را به عنوان فرزند به آنها قبولاند. در عین حال ضرب المثلی است که می گوید هیچ شاخ گاوی بدتر از داماد نیست. یعنی پدرزنها زیاد دل خوشی از داماد ندارند – البته به جز من- که کشورشان را به دامادشان بسپارند ولی اگر به موسوی نسپارند می توانند به کروبی بسپارند. می توان از کشورهایی نظیر افغانستان و احتمالاً یکی از جزایر تاسمانی نیز در این راستا بهره گرفت. ولی نمی دانم برای این موجود عجیب الخلقه چه کشوری را می توان یافت تا رئیس جمهور شود؟
موجود عجیب الخلقه همان کاندیدایی است که تکلیفش معلوم نیست
نوبت قبل که کاندیدا شد به محض اینکه از نتایج انتخابات بر اساس نظر سنجی ها مطلع شد خیلی مرموزانه کنار کشید.
در این نوبت نیز تا آخر آمد. لکن بعد از انتخابات هم طرف مردم است و هم اپوزیسیون و هم رهبری.
در این نوبت معلوم نیست که بالاخره شکایت دارد و یا به خاطر مصلحت نظام از شکایت خود دست کشیده است. اول طرح شکایت می کند وگروهی هم در سایت بی طرف تابناک می آیند و مجیز او را می گویند بعد به محض اینکه می فهمد اوضاع پس است و آرا به نفع او نیست شکایت خود را پس می گیرد و می گوید به خاطر مصلحت نظام و رهبری از شکایت خود عقب نشینی کرده است. بعد از اینکه فهمید سخنگوی شورای نگهبان به نفع او سخن نمی گوید به قوه قضائیه شکایت می کند و این داستان همچنان ادامه دارد. از همه مهمتر اینکه علیرغم آنکه به خاطر مصلحت نظام و رهبری از شکایت خود دست بر می دارد، نماینده وی آقای دکتر علی احمدی طوری سخن می گوید که انگار واقعاً تقلبی شده است و شورای نگهبان برای سرپوش گذاردن بر آن با آنها همکاری نکرده است. بعد از همه این کارها باز هم نامه ای به شورای نگهبان نوشته که اگر بقیه کاندیداها بیایند حاضر است در اعزام نماینده برای بازشماری آرا مشارکت داشته باشد. این در حالی است که پیشتر شکایت خود را پس گرفته است.
پرسش من اینست که بالاخره آیا به نتایج انتخابات اعتراض داری یا نداری؟ اگر معترضی پس چرا عقب نشینی می کنی؟ اگر مصلحت نظام و رهبری و ولایت را می فهمی پس چرا به گونه ای حرف می زنی که انگار تقلبی درکار است؟ چنین موجودی را چه می توان نامید؟

